
براي تبادل لينک ابتدا لينک مارو بانام:خنده و سرگرمـــی در
وبلاگ ياسايتتان قراردهيد ،
سپس از طريق فرم نظرات به ما خبر دهيد تاما هم اين کار رو براي شما بکنيم.
هفته چهارم اسفند 1387
هفته سوم شهریور 1387
هفته دوم مرداد 1387
هفته سوم تیر 1387
هفته اوّل تیر 1387
هفته چهارم خرداد 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته اوّل اردیبهشت 1387
هفته دوم فروردین 1387
هفته سوم اسفند 1386
هفته دوم اسفند 1386
هفته اوّل اسفند 1386
هفته چهارم بهمن 1386
در این وبلاگ برای شما جوک,عکس,داستان,و موارد مشابه قرار داده شده تا شما دوستان با خواندن مطالب و حضور گرمتان در این وبلاگ ما را دلگرم تر کنید.تا ما بتوانبم برای بهبود این وبلاگ قدم های بلند تر و محکم تری برداریم
ما را فراموش نکنید
...::پیروز باشید::...
خشایار
جوک![]()
سرگرمی![]()
دانلود آهنگ![]()
عکس![]()
SMS![]()
جملات و احادیث بزرگ![]()
دانلود تیتراژ سریال![]()
آهنگ کارتونها![]()
داستان های آموزنده و موفقیت آمیز![]()
۴-بسيجيه توي جنگ بيسيم چي بوده. بيسيم مي زنه مي گه من 5000 نفر رو اسير كردم. بيابد ببريدشون. بهش مي گن خوب خودت بيارشون. مي گه: آخه اينا نمي ذارن من بيام
[+]
نوشته شده توسط خشایار در 21:49
|
|
۱.لره داروخونه داشته، يك روز جلو در مغازه بزرگ مينويسه: سوسك كش جديد رسيد! خلاصه بعد يك مدت يك بابايي مياد تو ميگه: ببخشيد، جريان اين سوسككش جديد چيه؟ اين خونة ما رو سوسك سر گرفته. لره ميگه: اين دارو خيلي جديده و بازدهيش هم تضمينيه. شما اين دارو رو ميريزيد تو يك قطره چكون، بعد كشيك ميكشيد تا سوسكها رو بگيريد. هر سوسك رو كه گرفتيد، در روز سه نوبت (صبح و ظهر و شب) تو هر چشمش دو قطره ازين دارو ميچكونيد، بعد از يك مدت سوسكها كور ميشن و خودشون از گشنگي ميميرن! يارو كف ميكنه، ميگه: خوب آخه اگه سوسكها رو بگيريم كه همونجا درجا ميكشيمشون! لره ميره تو فكر، بعد يك مدت ميگه: آره خوب، ازون راهم مِشِه!
۲. از تركه ميپرسن: چند تا بچه داري؟ 4 تا از انگشتاشو نشون ميده، ميگه: 3 تا! ملت كف ميكنن، ميگن: بابا اينا كه 4تاست؟ تركه انگشت كوچيكشو نشون ميده، ميگه: اين بچة همسايمونه، ولي هميشه خونة ماست!
۳.تركه كليدش رو تو ماشين جا ميگذاره، تا بره كليد ساز بياره زن و بچش دو ساعت تو ماشين گير ميكنن!
۴.زنِ تركه دو قلو ميزاد، تركه ميره صورت حساب بيمارستان رو حساب كنه، به يارو ميگه: حاج آقا ارزون حساب كن هردوشو ببرم
[+]
نوشته شده توسط خشایار در 16:1
|
|
۱.به یک نفر گفتند: بابات به رحمت ایزدی پیوست! گفت: رحمت ایزدی دیگه کیه؟!...... گفتند نه.
منظورمون اینه که به دیار باقی شتافت...... گفت: منظورتون را نمی فهمم!!!..... گفتند: یعنی
اینکه دار فانی را وداع گفت...... گفت:بازم نفهمیدم!....... گفتند:ای بابا...بابات رخت از این
دنیا بربست....... بازم نفهمید!...... آخر سر عصبانی شدند و گفتند : ابله...بابای خرت! مرد......
. گفت: خر ما که بابا نداشت!......خودش یکی بود
۲.طرف صبح از خواب بلند ميشه ميبينه هوا خيلي خوبه . زنگ ميزنه هواشناسي تشكر مي كنه
۳.غضنفرهی با خودش می گفت عجیبه، عجیبه! ازش می پرسن چی عجیبه؟ میگه ۱۰۰ هزار
تا تماشاچی ۲۲ تا بازیکن ۳ تا داور!!! میگن خوب این کجاش عجیبه؟ میگه این عجیبه که
گنجشکه همه رو ول کرده ریده رو من
۴.غضنفر زنگ می زنه رادیو می گه الو آقا اونجا رادیو است؟ مجری می گه بله بفرمایید.
می پرسه آقا الان صدای من داره پخش می شه؟ مجری می گه بله بفرمایید. می پرسه: یعنی الان
صدای من توی نونایی هم داره پخش می شه؟ مجری عصبانی می شه میگه آره دیگه حرفتو بزن.
غضنفر می گه الو اکبر نون نخر مامانت خریده!
۵.به معتادي گفتند با 45 و 46 و 47 و 48 جمله بساز. گفت : چلا پنجه مي کشي؟
چلا شيشه مي شکني؟ چلا هف نمي زني ؟ چلا هشتي ناراحت؟
۶.مداح: چراغ ها رو خاموش کنین ببرمتون کربلا, چراغ ها رو که روشن میکنن میبینه
همه ساک به دست وایستادن, میگه شما ترکین؟ میگن نه, ما لریم, ترکا تو اتوبوسن
۷.ترکه و لره ميرن اکس پارتي ، ترکه هلکوپتري ميره لره با آرپي جي ميزندش
۸.سه نفر ميرن دزدي صابخونه بيدار ميشه و دزدا ميرن هر کدوم تو يه گوني قايم ميشن!
صابخونه مياد و به گوني اول لگد ميزنه..صداي نون خشک در مياره! به دومي لگد ميزنه .
. صداي گردو در مياره! به گوني سوم لگد ميزنه ... هيچ صدايي در نمياد..دوياره محکمتر لگد ميزنه...
باز صدا نميده!؟ دفعه سوم که لگد ميزنه ترکه با عصبانيت مياد بيرون ميگه بابا ..آرده ، آرد ..
آرد صدا نداره ميفهمي
۹.یارو بعد از عمليات داشته شهدا رو جمع و توي پلاستيک مي کرده بين شهدا يه زخمي بوده
که به زحمت ميگه من زخمي هستم شهيد نشدم یارو ميگه بيا برو توي پلاستيک شهيد شدي
بدبخت داغي نميفهمي
[+]
نوشته شده توسط خشایار در 20:2
|
|
ترکه ميره بقالي ميگه
________________________________________________________
يه نفر ماشينش تو برف گير مي كنه زنجير نداشته سينه ميزنه.هه هه هه هه هه .......
________________________________________________________.
يه طرف گفتن: با وطنم جمله بساز. طرف گفت: ديروز رفتم حمام و تنم را شستم به طرف گفتند: منظورمون ( ط ) دسته دار بود. طرف گفت: اتفاقا با تي دسته دار تنمو شستم
________________________________________________________.
يه اصفهانيه به باباش ميگه :بابا چرا ما مثل بقيه با كشتي سفر نمي كنيم باباهه ميگه :خفه شو شناتو بكن
________________________________________________________.
غضنفر زنگ ميزنه خونه دوست دخترش
باباي دختره گوشي رو بر ميداره
غضنفر هول ميشه ميگه: ساعت 11 و 45 دقيقه و 30 ثانيه بامداد به وقت شرعي!!! دينگ دينگ دينگ
________________________________________________________.
يه اسبه زنگ ميزنه به سيرك ميگه آقا اون جا واسه من كار هست؟مرده ازش ميپرسه شما چه هنري داري؟اسبه ميگه مرتيكه كوري نمي بيني دارم حرف ميزنم؟
________________________________________________________
خبرنگار از طرف مي پرسه نظر شما درباره اينكه اين كوچه اسفالت نيست چيه؟؟
تركه ميگه:به نام خدا و با عرض سلام خدمت دست اندركاران صدا وسيما و با عرض
سلام ويژه خدمت مقام معظم رهبري و خانواده معظم شهدا وجانبازان و ايثارگران ,
من بچه اين محل نيستم
________________________________________________________
ترکه توي يه مانور از هواپيما با چتر ميپره پايين چترش باز نميشه
ميگه خب خدا رو شکر که اين فقط يه مانوره
[+]
نوشته شده توسط خشایار در 18:57
|
|
1-ترکه میاد تهران ویه تاکسی میخره که مسافر کشی کنه؛خانمی ازش میپرسه:آقا ببخشید کریم خان میرید؟ترکه میگه:آره خب اگه نمیرید که میترکید!!!
-----------------------------------------------------------------------------------
2-به نیوتون میگن:چی شد که از افتادن سیب وخوردن سیب به سرت تعجب کردی؟میگه:آخه من زیر درخت گلابی خوابیده بودم!!!
-----------------------------------------------------------------------------------
3-ترکه میخواسته بره استادیوم تیم ایران رو تشویق کنه؛میره جلوی استادیوم؛به فروشنده ای که جلوی استادیوم بساط پهن کرده میگه:آقا یه پرچم ایران بدید؛فروشنده یه پرچم ایران بهش میده؛ترکه یه مقدار به پرچم نگاه میکنه؛ میگه:آقا ببخشید رنگ دیگشو نداری!!!
-----------------------------------------------------------------------------------
4-ترکه میره دستشویی موبایلش زنگ میزنه دخترش میگه بابایی کجایی؟ترکه میگه یه جایی دخترش میگه مامان گفت امروز غذا نداریم هرجا هستی نهارتو بخورو بیا !
-----------------------------------------------------------------------------------
5-طرف باباش تو توالت میمیره از اون به بعد هر وقت میره تو توالت گریه میکنه بهش میگن چرا اینجاگریه میکنی؟ میگه:آخه اینجا بوی بابامو میده!!!
-----------------------------------------------------------------------------------
6-ترکه عینک دودی میزنه میره از خونه بیرون بعد بچه اش رو سر کوچه میبینه میزنه تو گوشش.بچه میگه:بابا چرا میزنی؟ترکه میگه:تو این وقت شب بیرون چکار میکنی؟بچه میگه:بابا شب نیست عینکتو بر دار!ترکه عینکشو بر میداره دوباره محکم میزنه توی گوش بچه اش؛بچه میگه:بابا واسه چی میزنی؟میگه تو از دیشب تا حالا اینجا چکار میکردی؟!!
[+]
نوشته شده توسط خشایار در 20:14
|
|
یه روز غضنفر تو دستشویی بوده بعد یه نفر میاد در می زنه میگه بدو آب داره قطع میشه غضنفر اول خودشو می شوره بعد جیش میکنه
یک شب یک نفر از کنار قبرستون رد میشده میبینه همه مرده ها روی قبرشون نشستن. ازشون میپرسه چی شده.میگن سوالهای شب اول قبر لو رفته.گفتن بیرون بشینید تا از دوباره سوال طرح کنیم.
یه کچله میره سلمونی همه بهش میخندند میگه اومدم آب بخورم ها ها ها
به غضنفر میگن تا حالا به فاک رفتی؟ میگه: نه… ردیف کنین آخر هفته بریم!!
یارو زنش سبزه بوده، سيزده به در ميندازتش بيرون
[+]
نوشته شده توسط خشایار در 21:47
|
|
1.دو تا بنده خدا داشتن تو يه ماشين بمب كار ميذاشتن يكيشون به اون يكي ميگه: اگه اين بمب الان منفجر شه چي كار كنيم؟ اون يكي ميگه نگران نباش من يكي ديگه دارم
2.یارو ميگن از اينکه همسرت را عزيزم خطاب ميکني چه احساسي داري ؟؟ ميگه احساس گناه !!!!!!!!! ميگن چرا ؟ ميگه آخه اسمش يادم نيست
3. سر شمار : ببخشيد خانوم شما چند نفريد؟ زن : منو اين كره خر و اون توله سگ و اون موش مرده و اون غول بيابوني!!! سرشمار : ببخشيد خونه تون باغ وحشه؟ زن : آره، منم خرم كه با باباي گوريل اينا زندگي ميكنم
4. يارو مادر زنش را ميبرد دکتر ميگه: آقا سم خورده مسموم شده. دکتره ميگه: خب چرا بدنش کبوده؟ يارو ميگه: آخه به زبون خوش که نميخورد.
5. غضنفر خيلي شاکي ميره تو آزمايشگاه داد ميزنه:پس چرا جواب خون شهدا رو نمي ديد؟؟؟
6. سوال بينش كنكور امسال: چه کسي مي تواند دايي را تعويض کند؟ 1- خداوند 2- رهبر 3- اراده ملت 4- هيچکدام
7. برنامه كودك قم: آخوندصورتي .آخوندودوستان .آخوند شجاع .آخوندريزه و منبرسحرآميز
8. ترياكي به انتظار تاكسي ايستاده بود و مي گفت: تاكشي, تاكشي... تاكسي پنج متر جلوتر ايستاد. ترياكي داد زد: ده لامشب اونجا مقشدم بود
9. یارو سکه ميندازه صندوق صدقات ? سوارش ميشه
10. ه روز يه بنده خدا ميخواسته تو جمع ترکا جوک بگه.تا شروع ميکنه و ميگه يه ترکه... همه ميگن:ا... ا... ا... ا...یارو ميگه:خيلي خوب يه روز يه اردبیلیه...باز همه ميگن:ا... ا... ا... ا... یارو ميگه:باشه بابا... يه روز يه تهرونیه...همه ميگن:خب خب؟ ميگه:يه روز يه یارو ميافته تو چاه توالت درش ميارن ميبينن ترکه!
[+]
نوشته شده توسط خشایار در 18:33
|
|