
براي تبادل لينک ابتدا لينک مارو بانام:خنده و سرگرمـــی در
وبلاگ ياسايتتان قراردهيد ،
سپس از طريق فرم نظرات به ما خبر دهيد تاما هم اين کار رو براي شما بکنيم.
هفته چهارم اسفند 1387
هفته سوم شهریور 1387
هفته دوم مرداد 1387
هفته سوم تیر 1387
هفته اوّل تیر 1387
هفته چهارم خرداد 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته اوّل اردیبهشت 1387
هفته دوم فروردین 1387
هفته سوم اسفند 1386
هفته دوم اسفند 1386
هفته اوّل اسفند 1386
هفته چهارم بهمن 1386
در این وبلاگ برای شما جوک,عکس,داستان,و موارد مشابه قرار داده شده تا شما دوستان با خواندن مطالب و حضور گرمتان در این وبلاگ ما را دلگرم تر کنید.تا ما بتوانبم برای بهبود این وبلاگ قدم های بلند تر و محکم تری برداریم
ما را فراموش نکنید
...::پیروز باشید::...
خشایار
جوک![]()
سرگرمی![]()
دانلود آهنگ![]()
عکس![]()
SMS![]()
جملات و احادیث بزرگ![]()
دانلود تیتراژ سریال![]()
آهنگ کارتونها![]()
داستان های آموزنده و موفقیت آمیز![]()
روزی مردی از کنار جنگلی می گذشت مرد دیگری را دید که با اره ای کند به سختی مشغول بریدن شاخه های درختان است . پرسید ای مرد چرا اره ات را تیز نمی کنی تا سریعتر شاخه ها را ببری . مرد گفت وقت ندارم باید هیزم ها را تحویل بدهم کارم خیلی زیاد است و حتی گاه شب ها هم کار میکنم تا سفارش ها را به موقع برسانم . دیگر وقتی برای تیز کردن اره نمی ماند ..مرد داستان ما اگر گاهی می ایستاد و وقتی برای تیز کردن اره اش می گذاشت شاید دیگر با کمبود وقت مواجه نمی شد چون بدون شک با اره کند نمی توان سریع و موثر کار کرد . حکایت بیشتر ما انسانها نیز همین است . باید اندکی تامل کنیم . گاه ذهن ما بسیار درگیر کار یا تحصیل است و ما با فشار زیاد سعی در پیش کشیدن خود داریم . گاه باید بایستیم و به درون خود رسیدگی کنیم و اره ذهن و روح خود را تیز کنیم
[+]
نوشته شده توسط خشایار در 19:47
|
|
تمام هفته را مشغول دعا براي آمدن باران بودیم غافل از اینکه خدا به فکر کودکي است که چکمه
هایش سوراخ شده بودند .
*****
جمله کوتاهی بود اما پر معنی ...... ما دانسته و ندانسته در حال آرزو کردن و دعا کردن و از خدا خواستن
هستیم ... اما از کار خدا غافلیم
گاه باران برای ما رحمت است وبرای دیگران سیل ...محدودیت از خدا نیست . از ما هم نیست . سیستم دنیا
اینچنین است
نمی شود همه همه چیز را یک جا داشته باشند . مثل الاکلنگ است که وقتی یک طرف که بالا برو
طرف دیگر پایین می آید . اگر شما در این سوی دنیا بیش از حد نیازتان آب مصرف کنید در
گوشه ای دیگر شخصی با کمبود آب مواجه خواهد شد .
اگر بشقابت را بیش از آنچه میل داری پر کنی گرسنه ای را در گوشه ای از دنیا گرسته تر می کنی .
شاید این حرفها بی پایه و اساس به نظر بیایند اما بیشتر اکتشافات و تکنولوزی و حقایقی
که امروز زنگی ما را پر کرده اند نیز روزی بی اساس به نظر می آمدند
آیا هزار سای پیش کسی باور می کرد بشر به سیاره ای دیگر برود یا با موبایل حرف بزند یا از آب روشنایی
تولید کند ؟ و .......................
اگر برای اثبات هر چیزی منتظر دانشمندان بایستیم ممکن است دیر شود
[+]
نوشته شده توسط خشایار در 10:44
|
|
حل مسئله به دو روش امريكايي و روسي
هنگامي كه ناسا برنامه فرستادن فضانوردان به فضا را آغاز كرد، با مشكل كوچكي روبرو شد.
آنها دريافتند كه خودكارهاي موجود در فضاي بدون جاذبه كار نميكنند
(جوهر خودكار به سمت پايين جريان نمييابد و روي سطح كاغذ نميريزد)
براي حل اين مشكل آنها شركت مشاورين اندرسون را انتخابكردند. تحقيقات بيشاز يك دهه
طولكشيد، 12ميليون دلار صرف شد و درنهايت آنها خودكاري طراحيكردند كه در محيط بدون
جاذبه مينوشت، زير آب كار ميكرد، روي هر سطحي حتي كريستال مينوشت و از دماي
زيرصفر تا 300 درجه سانتيگراد كار ميكرد.
روسيها راهحل سادهتري داشتند
آنها از مداد استفاده كردند!
اين داستان مصداقي براي مقايسه دو روش در حل مسئله است؛ تمركز روي مشكل يا
تمركز روي راهحل. مشكل نوشتن در فضا و راهحل نوشتن در فضا با خودكار.
[+]
نوشته شده توسط خشایار در 10:32
|
|
نامه پیرزنی به خدا
یک روز کارمند پستی که به نامه هایی که آدرس نامعلوم دارند رسیدگی می کرد متوجه نا مه ای شد که روی
پاکت آن با خطی لرزان نوشته شده بود نامه ای به خدا....
با خودش فکر کرد بهتر است نامه را باز کرده و بخواند.در نامه این طور نوشته شده بود..
خدای عزیزم بیوه زنی 83 ساله هستم که زندگی ام با حقوق نا چیز باز نشستگی می گذرد.دیروز یک نفر
کیف مرا که صد دلار در آن بود دزدیدند.این تمام پولی بود که تا پایان ماه باید خرج می کردم.یکشنبه هفته
دیگر عید است و من دو نفر از دوستانم را برای شام دعوت کرده ام. اما بدون آن پول چیزی نمی توانم بخرم.
هیچ کس را هم ندارم تا از او پول قرض بگیرم.تو ای خدای مهربان تنها امید من هستی به من کمک کن.
کارمند اداره پست خیلی تحت تاثیر قرار گرفت و نامه را به سایر همکارانش نشان داد.نتیجه این شد که همه
آنها جیب خود را جستجو کردند و هر کدام چند دلاری روی میز گذاشتند.در پایان 96 دلار چمع شد و برای
پیرزن فرستادند.همه کارمندان اداره پست از اینکه توانسته بودند کار خوبی انجام دهند خوشحال بودند.
عید به پایان رسید و چند روزی از این ماجرا گذشت.تا این که نامه دیگری از آن پیرزن به اداره پست
رسیدکه روی آن نوشته شده بود:نامه ای به خداهمه کارمندان جمع شدند تا نامه را باز کرده و بخوانند .
مضمون نامه چنین بود :
خدای عزیزم. چگونه می توانم از کاری که برایم انجام دادی تشکر کنم.با لطف تو توانستم شامی عالی برای
دوستانم مهیا کرده و روز خوبی را با هم بگذرانیم. من به آنها گفتم که چه هدیه خوبی برایم فرستادی البته
چهار دلار آن کم بود که مطمئنم کارمندان اداره پست آن را برداشته اند....؟؟
[+]
نوشته شده توسط خشایار در 10:22
|
|
مرد جوانی که به تازگی از جنگ ویتنام باز گشته بود از سانفرانسیسکو به خانواده اش تلفن زد و
گفت که درحال باز گشت به خانه است.....
پدر مادرش بسیار خوشحال شدند . مرد جوان اضافه کرد که یکی از دوستانش نیز همراه اوست
و قصد دارد او را همراه خود بیاورد . اما دوست او مشکلی داشت .او در میدان مین یک پا و
یک دست خود را از دست داده بود ....
پدر و مادر مرد جوان متاثر شدند وگفتند که به دوستش کمک خواهند کرد که جایی برای
زندگی پیدا کند و شاید هم بتواند کاری برای خود دست و پا کند اما مرد جوان می خواست
دوستش با آنها زندگی کند و اصرار داشت دوست معلولش پیش آنها بماند اما پدر و مادرش مخالفت
کردند .....
آنها گفتند که نگهداری از یک فرد معلول کار بسیار دشواریست و او بار اضافه ای در زندگیشان
خواهد بود . بهتر است او را به حال خود رها کند بالاخره راهی برای گذران زندگی خود خواهد یافت .
پسر بدون خداحافظی گوشی را گذاشت و رفت .....
فردای آن روز از پلیس سانفرانسیسکو به خانواده مرد جوان تلفن زدند و از آنها خواستند برای شناسایی
جنازه پسرشان به سرد خانه بیایند . او خود را از بالای یک ساختمان به پایین پرت کرده بود .
هنگامی که جنازه فرزند خود را دیدند متوجه شدند که او یک دست و یک پا نداشت .
[+]
نوشته شده توسط خشایار در 17:1
|
|